نماز از جمله عباداتي است كه علاوه بر اين كه در قرآن در آيات زيادي بر آن تأكيد شده، همراه با عبادات و دستورات ديني مختلفي نيز آمده است. كه در اين مطلب به آن اشاره مي كنيم.
نماز و انفاق
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)
نماز و عدالت
نماز و جهاد
نماز و امر به معروف و نهي از منكر
با
برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود
را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را
به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
ادامه مطلب
بیخبر جست کند عمر٬بی ثمرتربه نشان
نه بدانیم که روح از چه بدادند گل ما
نه بدانیم که چیست فلسفه٬ در وصف حیات دل ما
طاقتی نیست به اجهازمعما وگیجیم بخیال
دامن دختر دنیا بدستیم و پی جاه وجلال
خواب مستی بربود از سرما جستن خویش
گم نمودیم وندانیم کئیم در تن خویش
شب ظلمیم ونخواهیم بدل نور خدا
جنس گردیم و به بادی به هوا
پنبه در گوش بهنگامه اصوات ثواب
چشم بسته کی کند دید٬جمالات کتاب؟
بس همین دانیم٬ که از خامی خویش
طعنه بر بخت زنیم ٬آه بکشیم بر سر خویش
وقت کنون هنگامه آنست٬ صلیقی مینای دل
کشتی نوح بر زمینست ٬وارهیم از آب و گل
در این ملک پر از ایین چه شد رسم اهورایی؟
چه امد بر سر اسلام که هم کیشان دغل گشتند؟
به روی صورت امت نقاب امد به کار ایی.
مگر فردای محشر نداریم باور و ایمان؟
که این گونه در این دنیا فکندیم رخت کا مرایی؟
در این دنیا٬دو روزی بیش نباشیم ما به مهمانی.
چرا در لشکر شیطان کنیم با دین صف ارایی؟
(مـساله 1168) شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است , ولى براى حفظمال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى , مانعى ندارد.
(مـسـاله 1169) اگر حفظ جان خود انسان , يا كسى كه حفظ جان او واجب است , ياحفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى باشد, بدون شكستن نماز ممكن نباشد, بايدنماز را بشكند.
(مـسـالـه 1170) اگـر در وسعت وقت مشغول نماز باشد وطلبكار طلب خود را از اومطالبه كند, چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد, بايد در همان حال بپردازد واگر بدون شكستن نماز, دادن طلب او ممكن نيست , بايد نماز را بشكند و طلب او رابدهد, بعد نماز را بخواند.
(مساله 1171) اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است , چنانچه وقت تنگ باشد, بايد نماز را تـمـام كـند.
و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را بهم نمى زند, بايد دربين نماز تطهير كـنـد, بعد بقيه نماز را بخواند.
و اگر نماز را بهم مى زند, در صورتى كه بعد از نماز تطهير مسجد ممكن باشد, شكستن نماز جايز نيست .
واگر بعد از نماز تطهير مسجد ممكن نباشد, يا تاخير تا بعد از نماز هتك مسجد باشد, بايد نماز رابشكند ومسجد را تطهير نمايد, بعد نماز را بخواند.
(مـساله 1172) كسى كه بايد نماز را بشكند, اگر نماز را تمام كند اگرچه معصيت كرده ولى نماز او صحيح است , اگر چه احتياط مستحب آن است كه دوباره بخواند.
(مساله 1173) اگر پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود, يادش بيايد كه اذان واقامه را فراموش كـرده چـنانچه وقت نماز وسعت دارد, مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند, و همچنين اگر پيش از قرائت يادش بيايد كه اقامه را فراموش كرده است .
ترجمه اذان و اقامه
(اللّه اكبر) خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند.
(اشهد ان لا اله الا اللّه ) شهادت مى دهم كه نيست خدايى جز خداى يكتا و بى همتا.
(اشهد ان محمدا رسول اللّه ) شهادت مى دهم كه حضرت محمد بن عبداللّه (ص ) پيغمبر و فرستاده خداست .
(اشهد ان عليا امير المومنين ولى اللّه ) شهادت مى دهم كه حضرت على (ع ) اميرالمومنين و ولى خدا بر همه خلق است .
(حى على الصلاه ,) بشتاب براى نماز.
(حى على الفلاح ,) بشتاب براى رستگارى .
(حى على خير العمل ,) بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است .
(قد قامت الصلاه ) به تحقيق نماز برپا شد.
(لا اله الا اللّه ) نيست خدايى مگر خداى يكتا وبى همت(مـسـاله 929) بين جمله هاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود و اگر بين آنهابيشتر از معمول فاصله بيندازد, بايد دوباره آن را از سر بگيرد.
(مـسـالـه 930) اگـر در اذان و اقـامـه صـدا را در گـلـو بيندازد, چنانچه غنا شود, يعنى :بطور آوازه خـوانـى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويدحرام است و اگر غنا نشود مكروه مى باشد.
(مـسـالـه 931) اذان عـصر و عشا از كسى كه بين ظهر و عصر و مغرب و عشا جمع مى كند ساق ط مى شود خواه در موارد استحباب جمع باشد - مثل نماز عصر روزجمعه , و نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذيحجه است در عرفات , و نماز عشا شب عيد قربان براى كسى كه در مشعر الحرام است , و خـواه مـثـل زن مستحاضه يا كسى باشد كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غايط خوددارى كند و جمع بين نماز ظهر وعصر و نماز مغرب و عشا مى نمايد, يا غير اين موارد باشد كه به هر حال اذان عصرو عشا در صورت جمع مذكور ساقط مى شود هر چند سقوط در عصر روز عرفه درعرفات و در عـشـا شـب عيد قربان در مشعر بطور عزيمت است , و در عصر روزجمعه اگر بخواهد اذان بگويد رجاا بگويد, و در غير اين سه مورد سقوط به نحورخصت است فقط مستحاضه و مسلوس احتياط را بـه نـگفتن اذان ترك نكنند و درصورتى اذان ساقط مى شود, كه با نماز قبلى هيچ فاصله نشود, يا فاصله كمى بين آنها باشد, و فاصله شدن نافله كافى است براى عدم سقوط اذان بنابر اقوى .
(مـسـالـه 932) اگـر بـراى نـماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند, كسى كه با آن جماعت نماز مى خواند, نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
(مـسـاله 933) اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد برود و ببيند جماعت تمام شده , تا وقتى كه صفها بهم نخورده وجمعيت متفرق نشده , مى تواند براى نماز خود, اذان و اقامه نگويد.
(مـساله 934) در جايى كه عده اى مشغول نماز جماعت اند, يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نـخورده است , اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مى شود نماز بخواند با شش شرط اذان و اقامه از او ساقط مى شود: اول - آن كه نماز جماعت در مسجد باشد و اگر در مسجد نباشد, رجاا بگويد.
دوم - آن كه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند.
سوم - آن كه نماز جماعت باطل نباشد.
چـهـارم - آن كـه نـماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد , پس اگر نماز جماعت ,داخل مسجد باشد واو بخواهد در بام مسجد نماز بخواند, مستحب است اذان واقامه بگويد.
پنجم - آن كه نماز او و نماز جماعت هر دو ادا باشد.
ششم - آن كه وقت نماز جماعت مشترك باشد, مثلا هر دو نماز ظهر, يا هر دو نمازعصر بخوانند, يا نـمازى كه بجماعت خوانده مى شود, نماز ظهر باشد واو نماز عصربخواند, يا او نماز ظهر بخواند و جماعت نماز عصر باشد.
(مساله 935) اگر در يكى از شرطهايى كه در مساله قبل گفته شد شك كند چنانچه رجاا اذان و اقامه بگويد مطابق با احتياط عمل كرده است .
(مـسـاله 936) كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مى شنود مستحب است هر قسمتى راكه مى شنود آهسته بگويد.
(مساله 937) كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده , چه با او گفته باشد يا نه , درصورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مى خواهد بخواند, زياد فاصله نشده باشد مى تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.
(مساله 938) اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود, اذان او ساقط نمى شود بلكه اگر قصد لذت هم نداشته باشد, ساقط شدن اذان اشكال دارد.
(مساله 939) هرگاه اذان و اقامه را فراموش كند ومشغول نماز شود اگر تا وارد ركوع ركعت اول نشده , يادش آمد, مى تواند نماز را رها كرده و پس از گفتن اذان و اقامه نماز را دوباره شروع كند.
(مساله 940) اقامه بايدبعدازاذان گفته شود واگرقبل از اذان بگويند صحيح نيست .
(مساله 941) اگر كلمات اذان واقامه را بدون ترتيب بگويد, مثلا (حي على الفلاح ) راپيش از (حي على الصلاه ) بگويد, بايد از جايى كه ترتيب بهم خورده دوباره بگويد.
(مـساله 942) بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد,كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود, مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز بقدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نمازحساب نشود, مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد.
(مـساله 943) اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود, پس اگر به عربى غلطبگويد, يا بجاى حرفى حرف ديگر بگويد, يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويدصحيح نيست .
(مـسـالـه 944) اذان و اقـامـه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمدا يااز روى فراموشى پيش از وقت بگويد باطل است.
(مساله 945) اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه , بايد اذان را بگويد,ولى اگر مشغول اقامه شود وشك كندكه اذان گفته يانه , گفتن اذان لازم نيست .
(مساله 946) اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آن كه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گـفـتـه يـا نه , بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد, ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه , گفتن آن لازم نيست .
(مـسـاله 947) مستحب است انسان در موقع گفتن اذان , رو به قبله بايستد وبا وضويا غسل باشد ودسـتـهـا را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جمله هاى اذان كمى فاصله دهد وبين آنها حرف نزند, و اما در اقامه بايد با طهارت باشد بلكه بنا بر احتياط لازم رو به قبله وايستاده باشد.
(مـسـالـه 948) مستحب است بدن انسان درموقع گفتن اقامه آرام باشد وآن را از اذان آهسته تر بگويد وجمله هاى آن را بهم نچسباند ولى به اندازه اى كه بين جمله هاى اذان فاصله مى دهد, بين جمله هاى اقامه فاصله ندهد.
(مـسـالـه 949) مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد, يا قدرى بنشيند, ياسجده كند, يا ذكـر بـگويد, يا دعا بخواند, يا قدرى ساكت باشد, يا حرفى بزند يا دوركعت نماز بخواند ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح و نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب مستحب نيست .
(مـسـالـه 950) مـستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مى كنند, عادل ووقت شناس وصدايش بلند باشد واذان را در جاى بلند بگويد.
واجبات نماز يازده چيز است : اول - نيت .
دوم - قيام , يعنى : ايستادن .
سوم - تكبيره الاحرام , يعنى : گفتن (اللّه اكبر) در اول نماز.
چهارم - ركوع .
پنجم - سجود.
ششم - قرائت .
هفتم - ذكر.
هشتم - تشهد.
نهم - سلام .
دهم - ترتيب .
يازدهم - موالات , يعنى : پى در پى بودن اجزا نماز.
(مساله 951) بعضى از واجبات نماز ركن است , يعنى : اگر انسان آنها را بجا نياورد,يا در نماز اضافه كـنـد, عـمدا يا اشتباها, نماز باطل مى شود و بعضى ديگر ركن نيست , يعنى : اگر عمدا كم يا زياد شود, نماز باطل مى شود وچنانچه اشتباها كم يا زيادگردد, نماز باطل نمى شود.
اركان نماز پنج چيز است : اول - نيت .
دوم -تـكبيره الاحرام ولى زياد شدن سهوى آن بنابر احتياط موجب باطل شدن نمازاست بنابراين , احتياط, اتمام نماز و اعاده آن است. سوم -قيام در موقع گفتن تكبيره الاحرام وقيام متصل به ركوع , يعنى :ايستادن پيش از ركوع .
چهارم - ركوع .
پنجم - دو سجده از يك ركعت .
[1] نيت (مساله 952) انسان بايد نماز را به نيت قربت , يعنى , براى انجام فرمان خداوندعالم بجا آورد ولازم نـيـست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى خوانم قربه الى اللّه بلكه در نماز احتياط, احتياط لازم نگفتن به زبان است .
(مـساله 953) اگر در نماز ظهر يا نماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم ومعين نكند ظهر است يا عصر, نماز او باطل است و نيز كسى كه مثلا قضاى نمازظهر بر او واجب است , اگر در وقـت نـمـاز ظـهـر بخواهد آن نماز قضايا نماز ظهر رابخواند, بايد نمازى را كه مى خواند, در نيت معين كند.
(مـسـاله 954) انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد, پس اگر در بين نماز بطورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى ؟ نداند چه بگويد نمازش باطل است .
(مساله 955) انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند, پس كسى كه ريا كند يعنى , براى نشان دادن به مردم نماز بخواند, نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد, يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
(مـسـاله 956) اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد, نماز باطل است ,چه آن قسمت , واجـب باشد مثل حمد و سوره , چه مستحب باشد مانند قنوت ,ولكن در مستحب احتياط لازم آن اسـت كه نماز را تمام ودوباره اعاده نمايد بلكه اگرتمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن بـه مـردم در جـاى مـخـصـوصـى مثل مسجد يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت , يا بطرز مخصوصى مثلا باجماعت نماز بخواند نمازش باطل است .
[2] تكبيره الاحرام (مـسـالـه 957) گـفتن (اللّه اكبر) در اول هر نماز واجب وركن است , و بايد حروف (اللّه ) وحروف (اكبر) ودو كلمه (اللّه ) و (اكبر) را پشت سر هم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط بگويد, يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست .
(مـساله 958) احتياط واجب آن است كه تكبيره الاحرام نماز را به چيزى كه پيش ازآن مى خواند, مثلا به اقامه يا به دعايى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.
(مـسـالـه 959) اگـر انـسـان بخواهد اللّه اكبر را به چيزى كه بعد از آن مى خواند مثلا به بسم اللّه الرحمن الرحيم بچسباند بايد را اكبر را با پيش بخواند.
(مساله 960) موقع گفتن تكبيره الاحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا در حاليكه بدنش حركت دارد, تكبيره الاحرام را بگويد باطل است .
(مـسـالـه 961) تـكـبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر بـواسـطه سنگينى يا كرى گوش ياسر و صداى زياد نمى شنود, بايدطورى بگويد, كه اگر مانعى نباشد بشنود.
(مـساله 962) كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى تواند اللّه اكبر رادرست بگويد, بايد بـهـر طـور كـه مى تواند بگويد و اگر هيچ نمى تواند بگويد, بايد درقلب خود بگذراند وبراى تكبير اشاره كند و زبانش را هم اگر مى تواند حركت دهد.
(مساله 963) مستحب است بعد از تكبيره الاحرام بگويد: يـا مـحـسـن قـد اتاك المسى وقد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسى انت المحسن وانا المسى بـحـق مـحـمـد وآل مـحمد صل على محمد وآل محمد وتجاوز عن قبيح ما تعلم منى .
يعنى : اى خدايى كه به بندگان احسان مى كنى بنده گنه كار به در خانه تو آمده وتو امر كرده اى كه نيكوكار از گـنـاهكار بگذرد, تو نيكوكارى و من گناهكار, به حق محمد وآل محمد (ع )رحمت خود را بر محمد وآل محمد (ع ) بفرست واز بديهايى كه مى دانى از من سرزده بگذر.
(مـسـالـه 964) مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز وتكبيرهاى بين نماز دستهارا تا مقابل گوشها بالا ببرد.
(مـساله 965) اگرشك كندكه تكبيره الاحرام راگفته يانه , چنانچه مشغول خواندن چيزى شده , به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده , بايد تكبير را بگويد.
(مـسـالـه 966) اگـر بعداز گفتن تكبيره الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه ,چنانچه مـشـغـول خواندن چيزى شده به شك خود اعتنا نكند و همچنين است اگرچيزى نخوانده ولكن احتياط مستحب آن است كه در اين صورت نماز را تمام كند ودوباره بخواند.
[3] قيام (ايستادن)(مساله 967) قيام درموقع گفتن تكبيره الاحرام وقيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند ركن است , ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعداز ركوع ركن نيست واگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند نمازش صحيح است .
(مساله 968) واجب است پيش از گفتن تكبير وبعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستادن تكبير گفته است .
(مـسـاله 969) اگر ركوع را فراموش كند وبعداز حمد وسوره بنشيند ويادش بيايد كه ركوع نكرده بـايـد بـايستد وبه ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد بحال خميدگى به ركوع بر گردد, چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده , نماز او باطل است .
(مـسـالـه 970) مـوقعى كه براى تكبيره الاحرام يا قرائت ايستاده است , بايد بدن راحركت ندهد و بـطـرفـى خـم نشود و بجايى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد,يا در حال خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد.
(مـسـالـه 971) اگرموقعى كه ايستاده , از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا بطرفى خم شود يا بجايى تكيه كند, اشكال ندارد ولى در قيام موقع گفتن تكبيره الاحرام وقيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى هم باشد, بنابر احتياط مستحب , نماز راتمام كند و دوباره بخواند.
(مـسـالـه 972) احـتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن , هر دو پا روى زمين باشد, ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشداشكال ندارد.
(مـسـالـه 973) كـسـى كـه مى تواند درست بايستد, اگر پاها را خيلى باز بگذارد بحدى كه به او ايستاده نگويند نمازش باطل است .
(مـسـاله 974) موقعى كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزى است حتى موقع گفتن ذكرهاى مـستحبى نماز, بايد بدنش آرام باشد ودر موقعى كه مى خواهد كمى جلو يا عقب رود, يا كمى بدن را بـطـرف راسـت يا چپ حركت دهد, بايد چيزى نگويد ولى بحول اللّه وقوته اقوم واقعد را بايد در حال برخاستن بگويد.
(مـسـالـه 975) اگـر در حال حركت بدن ذكر بگويد, مثلا موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تـكـبـير بگويد, چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده اند بگويد,بايد احتياطا نماز را دوباره بخواند و اگر به اين قصد نگويد, بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد نماز صحيح است .
(مـسـاله 976) حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و سوره اشكال ندارد اگر چه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.
(مـساله 977) اگر موقع خواندن حمد و سوره , يا خواندن تسبيحات بى اختياربقدرى حركت كند كـه از حال آرام بودن بدن خارج شود, احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن , آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.
(مساله 978) اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود, بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود, بايد بخوابد, ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
(مساله 979) تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند, نبايد بنشيند مثلا كسى كه درموقع ايستادن , بـدنش حركت مى كند, يا مجبور است به چيزى تكيه دهد, يا بدنش را كج كند, يا خم شود يا پاها را بـيشتر از معمول باز بگذارد, بايد بهر طور كه مى تواندبايستد و نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد,بايد راست بنشيند ونشسته نماز بخواند.
(مـساله 980) تا انسان مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواندراست بنشيند, بايد هـر طـور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى تواند بنشيندبايد بطورى كه در احكام قبله گـفـتـه شد, به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى تواند به پهلوى چپ و اگر آنهم ممكن نيست به پشت بخوابد, بطوريكه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
(مـسـالـه 981) كـسـى كه نشسته نماز مى خواند, اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد, وركـوع را ايستاده بجا آورد, بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع برود و اگر نتواند, بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.
(مـساله 982) كسى كه خوابيده نماز مى خواند, اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايدمقدارى را كه مـى تـوانـد, نشسته بخواند و نيز اگر مى تواند بايستد, بايد مقدارى را كه مى تواند, ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته , بايد چيزى نخواند.
(مـسـالـه 983) كسى كه نشسته نماز مى خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد بايدمقدارى را كه مى تواند, ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته , بايد چيزى نخواند.
(مساله 984) كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه بواسطه ايستادن , مريض شوديا ضررى به او برسد, مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد,مى تواند خوابيده نماز بخواند.
(مساله 985) اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند بنابر احتياط لازم بايد نماز راتاخير بيندازد.
پس اگر نتوانست بايستد, درآخر وقت مطابق وظيفه اش نماز بجا آورد.
(مساله 986) مستحب است درحال ايستادن بدن را راست نگهدارد, شانه ها راپايين بيندازد, دستها را روى رانـهـا بـگـذارد, انـگشتها را بهم بچسباند, جاى سجده رانگاه كند, سنگينى بدن را بطور مـساوى روى دو پا بيندازد, با خضوع وخشوع باشدپاها را پس وپيش نگذارد, اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را بهم بچسباند.
قرائت
(مساله 987) در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه , انسان بايد اول حمد وبعد از آن يك سوره تـمام بخواند, و دو سوره والضحى و الم نشرح و همچنين دوسوره فيل و لايلاف در نماز يك سوره حساب مى شود.
(مساله 988) اگر وقت نماز تنگ باشد, يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند مثلابترسد كه اگر سوره را بخواند, دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند, نبايدسوره را بخواند.
(مـسـالـه 989) اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگراشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد, بايد سوره را رها كندو بعد از خواندن حمد, سوره را از اول بخواند.
(مـسـالـه 990) اگـر حـمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند وبعد از رسيدن به ركوع بفهمد, نمازش صحيح است .
(مـسـالـه 991) اگـر پيش از آن كه براى ركوع خم شود, بفهمد كه حمد و سوره رانخوانده , بايد بـخـوانـد و اگـر بـفـهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند ولى اگربفهمد حمد تنها را نـخـوانـده بـايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نيزاگر خم شود وپيش از آن كه به ركـوع بـرسـد, بـفـهمد حمد و سوره , يا سوره تنها, ياحمد تنها را نخوانده , بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
(مـسـالـه 992) اگـر در نـماز فريضه يكى از چهار سوره اى را كه آيه سجده دارد و درمساله 361 گفته شد, عمدا بخواند نمازش باطل است .
(مـسـالـه 993) اگر اشتباها مشغول خواندن سوره اى شود كه سجده واجب داردچنانچه پيش از رسـيدن به آيه سجده بفهمد بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگربخواند واگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد بنابر احتياط براى سجده واجب اشاره كند و سوره را تمام كند وبعد يك سوره ديگر احـتـياطا به قصد قربت مطلقه بخواند وبه ركوع رود و نماز را تمام كند وبعد از نماز بنا بر احتياط سجده آن را بجا آورد.
(مـسـاله 994) اگر در نماز آيه سجده را بشنود, نمازش صحيح است و بنا بر احتياطبراى سجده واجب اشاره كند وبعد از نماز هم سجده را بجا آورد.
(مـسـالـه 995) در نـماز مستحب خواندن سوره لازم نيست , اگر چه آن نماز بواسطه نذر كردن واجب شده باشد, ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد, اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد, بايد همان سوره را بخواند.
(مـسـالـه 996) در نماز جمعه ودر نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد, سـوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد, سوره منافقين بخواند و اگرمشغول يكى از اينها شود, بنا بر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگربخواند.
(مـساله 997) اگربعد از حمد مشغول خواندن سوره توحيد يا سوره كافرون شود,نمى تواند آن را رهـا كـنـد و سـوره ديگر بخواند ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى بجاى سوره جمعه و منافقين , يكى از اين دو سوره را بخواند, تا به نصف نرسيده , مى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.
(مساله 998) اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره توحيد يا سوره كافرون بخواند, اگـر چه به نصف نرسيده باشد, بنا بر احتياط واجب نمى تواند رهاكند و سوره جمعه ومنافقين را بخواند.
(مـسـالـه 999) اگر در نماز, غير سوره توحيد و كافرون , سوره ديگرى بخواند, تا به نصف نرسيده مى تواند رها كند و سوره ديگر بخواند و بنابر احتياط ما بين نصف وثلث آن را رها نكند و پس از اين كه به دو ثلث رسيد عدول جايز نيست .
(مـساله 1000) اگر مقدارى از سوره را فراموش كند, يا از روى ناچارى مثلا بواسطه تنگى وقت يا جـهـت ديـگر نشود آن را تمام نمايد, مى تواند آن سوره را رها كند وسوره ديگر بخواند, اگر چه از نصف گذشته باشد, يا سوره اى را كه مى خوانده توحيد, يا كافرون باشد.
(مساله 1001) بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلندبخواندوبرمرد وزن واجب است حمد وسوره نماز ظهروعصر را آهسته بخوانند.
(مـسـالـه 1002) مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند.
(مـسـالـه 1003) زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح ومغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند, ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود, بنا بر احتياط واجب بايدآهسته بخواند.
(مـسـالـه 1004) اگر در جايى كه بايد نماز را بلند بخواند, عمدا آهسته بخواند يا درجايى كه بايد آهـسته بخواند, عمدا بلند بخواند, نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده , لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.
(مـسـاله 1005) اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلندكند, مثل آن كه آنها را با فرياد بخواند, نمازش باطل است .
(مساله 1006) انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ قسم نمى تواند صحيح آن را يـاد بگيرد, بايد هر طور كه مى تواند, بخواند و احتياط لازم آن است كه نماز را به جماعت بجا آورد مگر آن كه بر او حرج باشد.
(مساله 1007) كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى داندومى تواند ياد بگيرد, چنانچه وقت نماز وسعت دارد, بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است بنابراحتياط واجب در صورتى كه ممكن باشد, بايدنمازش رابه جماعت بخواند.
(مـساله 1008) مزد گرفتن براى ياد دادن واجبات نماز حرام است بنا بر احتياطواجب .
ولى براى مستحبات آن اشكال ندارد.
(مـسـاله 1009) اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند يا عمدا آن را نگويد يابجاى حرفى حرف ديـگـر بـگـويد مثلا بجاى ض ظ بگويد, يا جايى كه بايدبدون زير وزبر خوانده شود, زير وزبر بدهد, يا تشديد را نگويد نماز او باطل است .
(مـسـالـه 1010) اگر انسان كلمه اى را صحيح بداند ودر نماز همان طور بخواند وبعدبفهمد غل ط خوانده , بايد دوباره نماز را بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مـسـاله 1011) اگر زير وزبر كلمه اى را نداند يا نداند مثلا كلمه اى به س است يابه ص , بايد ياد بگيرد وچنانچه دو جور يا بيشتر بخواند, مثل آن كه در اهدناالصراط المستقيم , مستقيم را يك مرتبه با سين ويك مرتبه با صاد بخواند,نمازش باطل است .
(مساله 1012) اگر در كلمه اى واو باشد وحرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد وحرف بعد از واو در آن كـلـمـه هـمـزه بـاشـد مثل كلمه سو بايد آن واو را مدبدهد يعنى آن را بكشد و هـمـچنين اگر در كلمه اى الف باشد وحرف بعد از الف درآن كلمه همزه باشد مثل ج بايد الف آن را بـكـشـد و نـيز اگر در كلمه اى ى باشدوحرف پيش از ى در آن كلمه زير داشته باشد وحـرف بـعد از ى درآن كلمه همزه باشد مثل جى بايد ى را بامد بخواند و اگر بعد از اين واو و الف و يا,بجاى همزه حرفى باشد كه ساكن است يعنى زير وزبر وپيش ندارد باز هم بايد اين سه حـرف را بـا مـد بخواند, مثلا در ولا الضالين كه بعد از الف , حرف لام ساكن است , بايد الف آن را بـامـد بخواند وچنانچه به دستورى كه گفته شد رفتار نكند,احتياط آن است كه نماز را تمام كند ودوباره بخواند.
(مـساله 1013) احتياطن است كه در نمازوقف به حركت ووصل به سكون ننمايد.
و معنى وقف به حـركـت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعد فاصله دهد مـثـلا بـگويد الرحمن الرحيم وميم رحيم را زير بدهدوبعد قدرى فاصله دهد وبگويد مالك يوم الدين و معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد الرحمن الرحيم وميم الرحيم را زير ندهد وفورا مالك يوم الدين را بگويد.
(مـساله 1014) در ركعت سوم وچهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند, يا يك مرتبه تسبيحات اربـعـه بـگـويـد يـعـنـى بـگويد, سبحان اللّه والحمد للّه ولا اله الا اللّه واللّه اكبر وبهتر آن است كه ايـن تـسبيحات را سه مرتبه بگويد و مى تواند در يك ركعت حمد ودر ركعت ديگر تسبيحات بگويد وبهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.
(مـسـاله 1015) در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد و در وسعت وقت يك مرتبه كافى است , لكن سزاوار است ترك نشود سه مرتبه مگر در ضرورت .
(مساله 1016) بر مرد وزن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز, حمد ياتسبيحات را آهسته بخوانند.
(مساله 1017) اگر در ركعت سوم وچهارم حمد بخواند, بنا بر احتياط واجب بايد بسم اللّه آن را هم آهسته بگويد.
(مـسـالـه 1018) كـسـى كه نمى تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند, بايد درركعت سوم وچهارم حمد بخواند.
(مـسـاله 1019) اگر در دو ركعت اول نماز بخيال اين كه در دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد, چـنـانـچه پيش از ركوع بفهمد, بايد حمد و سوره را بخواند و اگر درركوع يا بعد از ركوع بفهمد, نمازش صحيح است .
(مـساله 1020) اگر در دو ركعت آخر نماز بخيال اين كه در دو ركعت اول است حمد بخواند, يا در دو ركـعت اول نماز با گمان اين كه در دو ركعت آخر است حمدبخواند, چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن نمازش صحيح است .
(مـسـالـه 1021) اگر در ركعت سوم يا چهارم مى خواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد, يا مـى خـواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد, بايد آن را رها كندودوباره حمد يا تسبيحات را بـخـوانـد ولـى اگر قصدش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده اگر چه بواسطه عادت باشد, مى تواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است .
(مساله 1022) كسى كه عادت دارد, در ركعت سوم وچهارم تسبيحات بخواند اگربا غفلت از عادت خود به قصد اداى وظيفه , حمد بخواند كفايت مى كند.
(مـسـالـه 1023) در ركعت سوم وچهارم مستحب است بعد از تسبيحات استغفاركند, مثلا بگويد: استغفر اللّه ربى واتوب اليه يا بگويد: اللهم اغفر لى .
و كسى كه مشغول استغفار است , اگر شك كند كـه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه چنانچه خود را در استغفار بعد از حمد يا تسبيحات ببيند بايد بـه شـك خـود اعـتنا ننمايد والابايد حمد يا تسبيحات را بخواند و نيز اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى ركوع درحالى كه مشغول استغفار نيست شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه بايدحمد يا تسبيحات را بخواند.
(مـسـالـه 1024) اگر در ركوع ركعت سوم يا چهارم يا در حال رفتن به ركوع شك كندكه حمد يا تسبيحات خوانده يا نه , به شك خود اعتنا نكند.
(مـسـالـه 1025) هـرگاه بعد از تمام شدن آيه يا كلمه اى شك كند كه آن را درست گفته يا نه تا داخل در ركن بعد نشده مى تواند برگردد واحتياطا آن آيه يا كلمه را بطورصحيح بگويد ولى اگر جـز بعدى ركن باشد مثلا در ركوع شك كند كه سوره رادرست خوانده يا نه نمى تواند برگردد و بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مـسـاله 1026) مستحب است در ركعت اول , پيش از خواندن حمد بگويد: اعوذباللّه من الشيطان الـرجـيـم و در ركـعـت اول ودوم نـمـاز ظهر و عصر بسم اللّه الرحمن الرحيم را بلند بگويد و نيز مستحب است در تمام نمازها حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند, يعنى : آن را بـه آيـه بعد نچسباند ودرحال خواندن حمد و سوره بمعناى آيه توجه داشته باشد و اگر نماز را به جـمـاعت مى خواند بعداز تمام شدن حمد امام و اگر فرادى مى خواند, بعد از آن كه حمد خودش تـمـام شـد,بـگـويـد: الـحـمـد للّه رب الـعـالمين , وبعد از خواندن سوره توحيد, يك , يا دو, يا سه مـرتبه كذلك اللّه ربى يا سه مرتبه كذلك اللّه ربنا بگويد, وبعد از خواندن سوره , كمى صبركند, بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد, يا قنوت را بخواند.
(مـسـالـه 1027) مـسـتحب است در تمام نمازها در ركعت اول سوره قدر و در ركعت دوم , سوره توحيد را بخواند.
(مساله 1028) مكروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبانه روز سوره توحيد رانخواند.
(مساله 1029) خواندن سوره توحيد به يك نفس مكروه است .
(مـسـالـه 1030) سوره اى را كه در ركعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند ولى اگر سوره توحيد را در هر دو ركعت بخواند مكروه نيست .
ركوع
(مـساله 1031) در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتوانددست را بزانو بگذارد واين عمل را ركوع مى گويند.
(مـسـالـه 1032) اگـر بـه اندازه ركوع خم شود, ولى دستها را بزانو نگذارد اشكال ندارد, اگر چه احتياط مستحب اين است كه دستها را به زانو بگذارد.
(مساله 1033) هرگاه ركوع را بطور غير معمول بجا آورد, مثلا به چپ يا راست خم شود, اگر چه دستهاى او به زانو برسد, صحيح نيست .
(مـسـالـه 1034) خم شدن بايد به قصد ركوع باشد, پس اگر به قصد كار ديگر - مثلابراى كشتن جـانـور خـم شود - نمى تواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد ودوباره براى ركوع خم شود وبواسطه اين عمل , ركن زياد نشده ونماز باطل نمى شود.
(مـسـاله 1035) كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد, مثلادستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود بزانو مى رسد, يا زانوى او پايين تر ازمردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد, بايد به اندازه معمول خم شود.
(مساله 1036) كسى كه نشسته ركوع مى كند, بايد بقدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد وبهتر است بقدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
(مـسـاله 1037) احتياط مستحب آن است كه در ركوع , سه مرتبه سبحان اللّه يا يك مرتبه سبحان ربـى الـعـظيم وبحمده بگويد, هر چند ظاهر اين است كه گفتن هر ذكرى كه به اين مقدار باشد مثل سه مرتبه اللّه اكبر كفايت مى كند, ولى در تنگى وقت و درحال ناچارى گفتن يك سبحان اللّه كافى است .
(مساله 1038) ذكر ركوع بايد به عربى صحيح گفته شود, و مستحب است آن راسه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
(مـساله 1039) در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب بدن آرام باشد, و در ذكر مستحب هم اگر آن را بقصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند, بگويد بنابر احتياط واجب ,آرام بودن بدن لازم است .
(مـسـاله 1040) اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى گويد, بى اختيار بقدرى حركت كند كه از حـال آرام بودن بدن خارج شود, با
(مساله 1102) در هريك از چهار سوره الم تنزيل 32 وحم سجده 41 والنجم 53 واقرا 96 يك آيه سجده است , كه اگر انسان بخواند يا استماع كند بعد از تمام شدن آيه بايد فورا سجده كند.
و اگـر فـراموش كرد, هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد.
و فرق نيست در استماع بين اين كه از خـود گـويـنـده بـشـنود, يا بوسيله بلندگو وراديو بشنود.
و همچنين است حكم در سماع بنابر احتياط.
(مـسـالـه 1103) اگـر انسان موقعى كه آيه سجده را مى خواند, از ديگرى هم بشنودبنابر احتياط واجب , بايد دو سجده نمايد.
(مـسـالـه 1104) در غير نماز اگر در حال سجده , آيه سجده را بخواند يا بشنود, بايدسر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.
(مـساله 1105) اگر انسان از بچه غير مميز كه خوب و بد را نمى فهمد يا از كسى كه قصد خواندن قـرآن نـدارد, آيه سجده را بشنود, احتياط واجب آن است كه سجده كند.
و همچنين است اگر از مثل نوار آيه سجده را بشنود.
(مساله 1106) در سجده واجب قرآن بايد جاى انسان غصبى نباشد, ولى لازم نيست با وضو يا غسل و رو بـه قـبله باشد, و عورت خود را بپوشاند, و بدن و جاى پيشانى او پاك باشد, و نيز چيزهايى كه در لـبـاس نمازگزار شرط مى باشد, در لباس اوشرط نيست اما اگر لباس او غصبى است چنانچه سجده كردن تصرف در آن لباس باشد, سجده باطل است .
(مساله 1107) احتياط واجب آن است كه در سجده واجب قرآن , پيشانى را بر مهريا چيز ديگرى كه سـجده بر آن صحيح است بگذارد, و بنابر احتياط مستحب جاهاى ديگر بدن را به دستورى كه در سجده نماز گفته شد, بر زمين بگذارد.
(مساله 1108) هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را بقصد سجده به زمين بگذارد, اگر چه ذكر نگويد كافيست ولى گفتن ذكر, مستحب ومطابق با احتياط است , و بهتر است بگويد: لا اله الا اللّه حـقـا حـقـا لا الـه الا اللّه ايـمـانا وتصديقا لا اله الا اللّه عبوديه ورقا سجدت لك يا رب تعبدا ورقا لا مستنكفا ولا مستكبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير.
تشهد
(مـسـالـه 1109) در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب وركعت سوم نماز مغرب وركعت چهارم نماز ظـهـر وعـصر و عشا, بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند ودر حال آرام بودن بدن , تشهد بخواند يعنى بگويد: اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له واشهد ان محمدا عبده ورسوله اللهم صل على مـحـمـد وآل مـحـمد و كمتر از اين كفايت نمى كند و احتياط واجب آن است كه به همين ترتيب بگويد.
(مـسـالـه 1110) كلمات تشهد بايد به عربى صحيح و بطورى كه معمول است پشت سر هم گفته شود.
(مساله 1111) اگر تشهد را فراموش كند وبايستد وپيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده , بـايد بنشيند وتشهد را بخواند, و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند.
و بنابر احتياط واجب , بعد از نمازبراى ايستادن بى جا, دو سجده سهو بجا آورد, و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد, بايد نماز را تمام كند, و بعد از سلام نماز, تشهد را قضا كند وبراى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.
(مساله 1112) مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بـگـذارد, وپيش از تشهد بگويد: الحمد للّه يا بگويد: بسم اللّه وباللّه والحمد للّه وخير الاسما للّه و نيز مـستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها رابه يكديگر بچسباند, و به دامان خود نگاه كند, وبعد از تمام شدن تشهد اول بگويد:وتقبل شفاعته وارفع درجته .
(مساله 1113) مستحب است زن در وقت خواندن تشهد, رانها را بهم بچسباند.
سلام نماز
(مـسـالـه 1114) بـعـد از تشهد ركعت آخر نماز, مستحب است در حاليكه نشسته وبدن آرام است بگويد: السلام عليك ايها النبي ورحمه اللّه وبركاته و بعد از آن واجب است بگويد: السلام عليكم ورحمه اللّه وبركاته يا بگويد: السلام علينا وعلى عباد اللّه الصالحين ولى اگر اين سلام را بگويد احتياط واجب آن است كه بعد از آن : الـسـلام عـلـيكم ورحمه اللّه وبركاته را هم بگويد, چنانكه وجوب گفتن ورحمه اللّه وبركاته اضافه بر السلام عليكم نيز بنابر احتياط است .
(مـسـاله 1115) اگر سلام نماز را فراموش كند وموقعى يادش بيايد كه صورت نمازبهم نخورده , وكـارى هم كه عمدى وسهوى آن نماز را باطل مى كند, مثل پشت به قبله كردن انجام نداده , بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است .
(مـسـالـه 1116) اگـر سلام نماز را فراموش كند وموقعى يادش بيايد كه صورت نمازبهم خورده اسـت , چـنـانچه پيش از آن كه صورت نماز بهم بخورد, كارى كه عمدى وسهوى آن نماز را باطل مـى كـنـد, مـثل پشت به قبله كردن انجام نداده باشد, نمازش صحيح است .
و اگر پيش از آن كه صـورت نـمـاز بـهـم بخورد, كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى كند, انجام داده باشد, نمازش باطل است.
ترتيب
(مـسـالـه 1117) اگر عمدا ترتيب نماز را بهم بزند وجزئى را كه ركن نيست جلوتر بجاآورد, مثلا سوره را پيش از حمد بخواند, احتياط واجب آن است كه بعد از حمد,سوره را دوباره بخواند و نماز را تـمـام كـنـد واعاده نمايد.
ولى اگر به همان سوره كه پيش از حمد خوانده اكتفا كند, يا آن كه جـزئى را كـه ركن است بغير ترتيب بجا آورد,و يا يك سجده را پيش از ركوع بجا آورد, نماز باطل مى شود.
(مـسـاله 1118) اگر ركنى از نماز را فراموش كند وركن بعد از آن را بجا آورد, مثلاپيش از آن كه ركوع كند دو سجده نمايد, نماز باطل است .
(مساله 1119) اگر ركنى را فراموش كند وچيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد, مثلا پـيـش از آن كـه دو سـجـده كـند تشهد بخواند, بايد ركن را بجا آوردوآنچه را اشتباها پيش از آن خوانده دوباره بخواند.
(مساله 1120) اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند وركن بعد از آن را بجا آوردمثلا حمد را فراموش كند ومشغول ركوع شود, نمازش صحيح است .
(مـسـالـه 1121) اگر چيزى را كه ركن نيست , فراموش كند وچيزى را كه بعد از آن است وآن هم ركـن نيست بجا آورد, مثلا حمد را فراموش كند و سوره را بخواند.
چنانچه مشغول ركن بعد شده بـاشـد, مـثـلا در ركـوع يـادش بيايد كه حمد رانخوانده بايد بگذرد و نماز او صحيح است , و اگر مـشغول ركن بعد نشده باشد, بايدآنچه را فراموش كرده بجا آورد وبعد از آن چيزى را كه اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند.
(مساله 1122) اگر سجده اول را به خيال اين كه سجده دوم است , يا سجده دوم رابه خيال اين كه سـجـده اول اسـت بجا آورد, نماز صحيح است , و سجده اول اوسجده اول و سجده دوم او, سجده دوم حساب مى شود.
موالات
(مساله 1123) انسان بايد نماز را با موالات بخواند, يعنى , كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشت سر هم بجا آورد, و چيزهايى را كه در نماز مى خواند,بطورى كه معمول است پشت سر هم بخواند, و اگر بقدرى بين آنها فاصله بيندازدكه نگويند نماز مى خواند, نمازش باطل است .
(مـسـاله 1124) اگر در نماز سهوا بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد, و فاصله بقدرى نباشد كه صـورت نـمـاز از بين برود, چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد, بايدآن حرفها يا كلمات را بطور معمول بخواند.
و اگر مشغول ركن بعد شده باشد,نمازش صحيح است , مگر در تكبيره الاحرام كه اگر فاصله بين كلمات آن بقدرى باشد كه از صورت تكبيره الاحرام خارج شود, نماز باطل است .
(مساله 1125) طول دادن ركوع وسجود وخواندن سوره هاى بزرگ , موالات را بهم نمى زند.
قنوت
(مـسـالـه 1126) در تمام نمازهاى واجب ومستحب پيش از ركوع ركعت دوم مستحب است قنوت بـخـواند, و در نماز وتر با آن كه يك ركعت مى باشد, خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است , و نـمـاز جـمعه دو قنوت دارد, يكى پيش از ركوع ركعت اول , و يكى بعد از ركوع ركعت دوم , و نماز آيـات در هـر ركعت پنج قنوت , ونماز عيد فطر وقربان در ركعت اول پنج قنوت , و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
(مساله 1127) مستحب است در قنوت دستها رامقابل صورت و كف آنها را رو به آسمان وپهلوى هم نگهدارد وغير شست , انگشتهاى ديگر را بهم بچسباند و به كف دستها نگاه كند.
(مـسـالـه 1128) در قنوت هر ذكرى بگويد, اگرچه يك سبحان اللّه باشد, كافى است و بهتر است بـگويد: لا اله الا اللّه الحليم الكريم لا اله الا اللّه العلي العظيم سبحان اللّه رب السموات السبع ورب الارضين السبع وما فيهن وما بينهن ورب العرش العظيم والحمد للّه رب العالمين .
(مـسـالـه 1129) مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند, ولى براى كسى كه نمازرا به جماعت مى خواند, اگر امام جماعت صداى او را بشنود, بلند خواندن قنوت مستحب نيست .
(مـسـاله 1130) اگر عمدا قنوت نخواند قضا ندارد, و اگر فراموش كند و پيش از آن كه به اندازه ركـوع خم شود يادش بيايد, مستحب است بايستد و بخواند.
و اگر درركوع يادش بيايد, مستحب اسـت بـعـد از ركـوع قضا كند, و اگر در سجده يادش بيايد,مستحب است بعد از سلام نماز, قضا نمايد.
"اعمال و ذکرهاي نماز"
-
سوره فاتحه را خداوند به محمد (ص) و امت او عطا کرد و با حمد و سپاس برخود
آن را آغاز کرد . سپس با دعا و ثناي خداوند عزوجل ادامه يافت . من از
پيامبر خدا (ص) شنيدم که فرمود: « خداوند مي فرمايد: سوره حمد را ميان خود
و بنده ام تقسيم کرده ام ، پس نيمي از آن من و نيمي از آن بنده من است . و
بنده ام هر چه (در آن) بخواهد به او مي دهم .
پس
هنگامي که بنده بگويد : " بسم الله الرحمن الرحيم" خداوند مي فرمايد: بنده
ام به نام من شروع کرده ، پس بر من لازم شد که امورش را کامل کنم و اموالش
را بر او مبارک گردانم .
و
هنگامي مي گويد: " الحمدلله رب العالمين" خداوند مي فرمايد: بنده ام مرا
ستايش کرد و فهميد نعمتهايي که دارد از من است و بلاهايي که از او دفع شده
با نيروي من است ، شما را گواه مي گيرم ، چند برابر نعمتهاي دنياييش در
آخرت به او بدهم و بلاي آخرت را از او برگردانم، به همان گونه اي که بلاي
دنيا را از او بر مي گرداندم . و وقتي بگويد: "الرحمن الرحيم" خداوند مي
فرمايد: شهادت داد ، من بخشنده و مهربانم ، شما را گواه مي گيرم از رحمتم
بهره او را فراوان گردانم و از عطايم سهم وي را بسيار دهم .
پس
وقتي بنده مي گويد : " مالک يوم الدين" خداوند مي فرمايد : شما را به
شهادت مي گيرم ، همان گونه که اعتراف نمود ، من مالک روز رستاخيز هستم ،
در روز حساب ، حسابش را بر او آسان گردانم ، حسناتش را بپذيرم و از گناهش
درگذرم .
وقتي
بگويد: " اياک نعبد" خداوند مي فرمايد: بنده ام درست گفت ، او مرا عبادت
مي کند ، من نيز به او پاداشي در قبال عبادتش بدهم که هر کسي در عبادتش
براي من با او مخالفت کرده رشک برد .
پس
وقتي بگويد: " اياک نستعين" خداوند مي فرمايد : از من کمک خواست و به من
پناه آورد ، شما را گواه مي گيرم ، او را در کارش ياري کنم ، در گرفتاري
کمکش کنم و در روز رستاخيز در هنگام سختي ها دستش را بگيرم ( تا اين فراز
حمد ، از آن خداوند است.)
هنگامي
که بنده بگويد: " اهدنا الصراط المستقيم" تا آخر سوره ، خداوند بزرگ مي
فرمايد : اين براي بنده ام و هر چه که بخواهد به او مي دهم ، خواسته او را
اجابت کردم و هر چه آرزو نمود به او دادم و از هر چه مي ترسيد ايمني اش
بخشيدم. (28)
- از امام علي (ع) پرسيدند: معناي رکوع چسيت؟ فرمود: يعني به تو ايمان آوردم ، اگر چه گردنم را بزني .
-
معناي « سبحان ربي العظيم و بحمده » اين است که : خدا منزه است ، بزرگي از
آن خداوند است و پروردگارم ، همان خالق من است . فقط او بزرگ است و عظيم.
(29)
-
سجده را طولاني کنيد ، هيچ کاري بر ابليس سنگين تر از اين نيست که فرزند
آدم را در حال سجده ببيند ، چون به او دستور سجده داده شد ، ولي عصيان
ورزيد ، در حالي که فرزند آدم مأمور به سجده شد و اطاعت کرد و نجات يافت.
(30)
-
از اميرالمؤمنين (ع) معني و تفسير سجود را پرسيدند ، حضرت فرمود: سجود
يعني خدايا مرا از خاک آفريدي ، و چون سر از سجده برداي ، بدين معنا است
که مرا از آن برانگيختي . و چون مجدداً سر به سجده نهي ، يعني اين که
دوباره مرا به زمين بازخواهي گرداند و سر برداشتن از سجده دوم ، يعني اين
که مرا مجدداً از زمين بر مي انگيزي . معناي « سبحان ربي الاعلي» چنين است
: " سبحان" يعني خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و " اعلي"
يعني: او در ملکوت خود علو و رفعت دارد ، تا جايي که بندگان همگي تحت امر
و مقهور عزت اويند و اوست که تدبير امور بندگان ، آسمان و زمين مي کند و
همه به سوي او عروج مي کنند .(31)
- قنوت و سجده طولاني در نماز ، نماز گزار را از عذاب آتش نجات مي دهد .(32)
-
معناي تشهد تجديد و تکرار شهادتين است که تجديد ايمان و اسلام و اعتراف به
مبعوث شدن بعد از مرگ است . معناي " السلام عليکم و رحمة الله و برکاته" :
از خداوند ترحم خواستن براي خود و همه بندگان است که خود سبب ايمن شدن از
عذاب قيامت است .(33)
سهل انگاري در نماز
- دزدترين مردم کسي است که از نمازش بدزدد. ( کم بگذارد) ( 34)
آثار ترک نماز
-
آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد ، وقتي از آنها سوال مي شود : " چه
چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند : ما از نمازگزاران نبوديم" . (35)
قبولي نماز
-
علي (ع) خطاب به کميل فرمود : اي کميل! نگاه کن ، ببين که در کجا نماز مي
گزاري و بر روي چه چيز به نماز ايستاده اي . اگر آن چيزي را که براي نمازت
استفاده مي کني حلال و مباح نباشد ، نمازت قبول نيست .( 36)
تعقيبات نماز
رسول اکرم (ص) به من فرمود: يا علي! در تعقيب هر نمازي آية الکرسي را بخوان ، زيرا کسي آن را پاس نمي دارد ، مگر پيامبر باشد يا به مقام صديق و شهيد رسيده باشد .( 37)
